86
وَ أَلْقِ عَصٰاكَ فَلَمّٰا رَآهٰا تَهْتَزُّ كَأَنَّهٰا جَانٌّ وَلّٰى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ (نمل: 10)
و عصايت را بيفكن، پس چون آن را هم چون مارى ديد كه مىجنبد [ترسيد و] به عقب برگشت و [حتى] پشت سر خود را ننگريست.
از اين جهت بود كه مورد عتاب قرار گرفت: يٰا مُوسىٰ لاٰ تَخَفْ إِنِّي لاٰ يَخٰافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ؛ «اى موسى نترس كه رسولان در نزد من نمىترسند». (نمل: 10)
بدين ترتيب به محض ايجاد ترس، عنايت الهى شامل حال پيامبر الهى مىگردد و او را از هرگونه هراس رها مىكند. اين يك قانون كلى است و هركه در آن جايگاه شرف حضور يافت، از چيزى خوف ندارد، زيرا در سايه عنايت الهى قرار گرفته و در فضايى أمن و آرامش بخش استقرار يافته است.
ابراهيم خليلالرحمان(ع) نيز براى آنكه آرامش و عين اليقين يابد، پرده از پيش روى او كنار رفت تا حقايق عالم ملكوت بر او مكشوف گرديد:
وَ كَذٰلِكَ نُرِي إِبْرٰاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ (انعام: 75)
و اينگونه ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقينكنندگان باشد.
آيات فوق، نشان مىدهند كه پيامبران در محضر الهى داراى بينش روشن و عارى از هرگونه شك و ريباند، هم چنين ملكوت آسمانها و زمين بر آنان كشف مىگردد تا از موقنين شوند. اكنون مىپرسيم كه آيا