500مردم بدانند كه چه فضيلتى است در آن بيايند به سوى آن، اگر چه به روش كودكان خود را بر زمين كشند ، يعنى بيايند هر چند در نهايت سختى باشد راه رفتن بر ايشان، مانند اطفالى كه راه نيفتادهاند نشسته حركت مىنمايند .
پس فرمود : آيا ميل دارى كه زيارت كنى با من قبر جدّم علىّ بن ابى طالب عليه السلام را ؟ گفتم :
بلى ، پس حركت فرمود و من در سايۀ ناقۀ او بودم، و حديث مىكرد مرا تا رسيديم به غريّين، و آن بقعهاى بود سفيد كه نور آن مىدرخشيد ، پس از شتر خويش پياده شد و دو طرف روى خود را بر آن زمين گذاشت و فرمود : اى ابا حمزه، اين قبر جدّ من علىّ بن ابى طالب عليه السلام است ، پس زيارت كرد آن حضرت را به زيارتى كه اوّل آن السَّلامُ عَلَى اسْمِ اللّٰهِ الرَّضِيِّ ، وَنُورِ وَجْهِهِ الْمُضِيءِ است ، پس وداع كرد با آن قبر مطهّر و رفت به سوى مدينه، و من برگشتم به سوى كوفه 1 .
مؤلّف گويد كه : از ذكر نكردن سيّد اين زيارت را در فرحة تأسّف مىخوردم، و در جستجوى آن بودم، تا اينكه يك يك زياراتى كه براى حضرت امير المؤمنين عليه السلام نقل شده ملاحظه كردم ، زيارتى كه در اوّل آن اين دو جمله باشد نيافتم، مگر اين زيارت شريف كه جملۀ اوّلش موافق است، و جملۀ دوّم مختلف ، پس شايد كه اين زيارت همان زيارت باشد، و اين اختلاف چندان ضرر ندارد، و اگر گويى كه اوّل اين زيارت سَلامُ اللّٰهِ وَسَلامُ مَلائِكَتِهِ است، نه السَّلامُ عَلَى اسْمِ اللّٰهِ ؟ گوييم: اوّل زيارت همان السَّلامُ عَلَى اسْمِ اللّٰهِ الرَّضِيِّ است، و سلامهاى سابق به منزلۀ اذن دخول و طلب رخصت است، و شاهد بر اين مطلب تطبيق اين زيارت است با زيارت روز مولود، كه كمال مشابهت را با هم دارند، رجوع كن به آن جا تا بر تو معلوم شود ، و نيز بدان كه در زيارت ششم و زيارت روز مولود اين دو جمله بدون لفظ نور مىباشد امّا نه در اوّل زيارت، واللّٰه العالم .
و بالجمله، ما را از زيارات مطلقه همين هفت زيارت كه نقل كرديم كافى است ، و اگر كسى بيش از اين خواسته باشد بخواند زيارات جامعه را، و بخواند نيز زيارت مبسوطى را كه بعد از اين براى روز غدير نقل مىكنيم، زيرا كه روايت شده به خواندن آن زيارت در هر وقت، و در هر كجا كه شخص باشد ، و بايد غنيمت شمرد زيارت حضرت امير المؤمنين عليه السلام ، و نماز در آن حرم مطهّر