431بيست و دويّم : بلند نكردن صداى خود در وقت زيارت، چنانچه در هديّة الزائرين ذكر كردم .
بيست و سيّم : وداع كردن امام عليه السلام را در وقت بيرون رفتن از بلد آن حضرت به مأثور يا به غير آن 1 .
بيست و چهارم : توبه و استغفار نمودن به جهت گناهان و بهتر كردن حال و كردار و گفتار خود را بعد از فراغ از زيارت از آنچه دارا بود پيش از زيارت 2 .
بيست وپنجم : انفاق كردن به قدر ميسور بر خادمان آستانۀ شريفه ، و سزاوار است كه خدّام آن محلّ شريف از اهل خير و صلاح و صاحب دين و مروّت باشند، وتحمّل نمايند آنچه از زايرين مىبينند، و خشم خود را بر آنها فرو نشانند، و غلظت و درشتى بر آنها ننمايند، و بر قضاء حوايج محتاجين اقدام كنند، و غربا را راهنمايى و دلالت كنند اگر راه مقصد را گم نمايند . و بالجمله، بايست خدّام را كه به حقيقت و راستى مشغول شوند در خدمات لازمه از تنظيف و حراست و محافظت زايران و غيره 3 .
بيست وششم : انفاق و احسان بر فقراء مجاورين و مساكين متعفّفين بلد امام عليه السلام ، خصوصاً سادات و اهل علم و منقطعين كه به مرارت غربت و تنگدستى مبتلا و همواره عَلَم تعظيم شعائر اللّٰه را بر پا نموده، و دارا هستند جهاتى را كه ملاحظۀ هر يك از آنها كافى است در لزوم اعانت و رعايت 4 .
بيست و هفتم : شيخ شهيد فرموده كه : از جمله آداب ، تعجيل كردن در بيرون رفتن است در وقتى كه درك كرد حظّ خود را از زيارت براى مزيد تعظيم و احترام و شدّت شوق به رجوع ، و نيز فرموده كه : در وقتى كه زنها مىخواهند زيارت كنند بايست كه خود را جدا كنند از مردان و تنها زيارت كنند ، و اگر در شب زيارت كنند اولى است، و بايد كه تغيير وضع كنند، يعنى لباس خوب و عالى را به لباس پست بدل كنند كه شناخته نشوند، و مخفى و پنهان بيرون آيند كه كسى كمتر ايشان را بيند و شناسد، و اگر با مردان زيارت كنند نيز جايز است اگرچه مكروه است 5 .
مؤلّف گويد : از اين كلمات معلوم شد كثرت قبح و شناعت آنچه متعارف شده فعلاً كه زنها به اسم تشرّف به زيارت خود را آرايش نموده، با لباسهاى نفيس از خانهها بيرون مىآيند، و در