39تنها جنگى بود كه علىبن ابيطالب عليه السلام در آن شركت نكرد.
منافقان كه درصدد بودند در غياب پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان شهر مدينه را در اختيار خود گيرند، وجود على عليه السلام را مانع هرگونه توطئهاى مىديدند. از اين رو شايعاتى در مدينه منتشر ساختند مبنى بر آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله از على عليه السلام اعراض كرده و او را با زنان و كودكان تنها نهاده است. اين شايعات به گوش على عليه السلام رسيد و براى دفع هر گونه سوءتفاهم خود را به رسول خدا صلى الله عليه و آله رساند و عرض كرد كه:
«أَ تُخْلِفُنِي عَلَى النِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ» ؛ «آيا مرا در كنار زنان و كودكان تنها مىگذاريد؟» لكن رسول خدا صلى الله عليه و آله با تشبيه موقعيت على عليه السلام به هارون فرمود:
«أمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي؟» ؛ «آيا راضى و خرسند نيستى كه در پيش من همانند هارون نسبت به موسى باشى، جز آنكه بعد از من رسولى در كار نخواهد بود؟» و بنا به روايت ديگر فرمود:
«أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِن مُوسىٰ إلاّ أَنَّهُ لاَ نَبِىَّ بَعْدِي». 1
بنا به روايتى كه علامۀ امينى در كتاب الغدير آورده است: چون على عليه السلام در مورد همراهى با رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين جنگ - اصرار نمود، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: جبرئيل از طرف خدا نازل شده و به من گفته است:
«لاَبُدَّ أَن تُقيمَ