40
اَو أُقيمَ». 1 يعنى: «چارهاى نيست؛ يا بايد تو (على) در مدينه بمانى و يا آنكه من اقامت كنم». و در اينجا بود كه على عليه السلام به مدينه بازگشت و پيامبر صلى الله عليه و آله با سپاه اسلام عازم تبوك گرديد؛ هر چند به طورى كه در تواريخ آمده است در جنگ تبوك كار به درگيرى نظامى منجر نگشت و پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان پس از بستن معاهدهاى با روميان به مدينه بازگشتند.
حديث منزلت كه به شكل فوق از رسول خدا صلى الله عليه و آله صادر گرديد، سند روشن و گويايى بر صلاحيت على عليه السلام به عنوان جانشين رسول خدا صلى الله عليه و آله و نيز تعيين اين جانشينى است. در اين حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله على عليه السلام را به عنوان هارونِ امّت اسلامى مطرح كرده است. بنا به تصريح قرآن هارون برادر موسى و ياور او بود و هنگامى كه موسى عليه السلام عازم كوه طور بود با تعبير: «وَ قٰالَ مُوسىٰ لِأَخِيهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي...» 2او را به عنوان خليفه و جانشين خود تعيين نمود. لذا صدور حديث منزلت از رسول خدا صلى الله عليه و آله و تشبيه موقعيت على عليه السلام به هارون براى كسى ترديدى باقى نمىگذارد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به عنوان شايستهترين فرد براى خلافت خود تنها به على عليه السلام نظر داشته است.