36معنوى خود، به فراخور حال خويش مقاماتى را به دست مىآورد كه چه بسا آنها را در اين جهان و يا پس از مرگ مشاهده نمايد.
مقصود از كمال چيست؟
وقتى مىگوييم خداوند كمال مطلق و نامتناهى است، مقصود از آن، همان «صفات جمال» خدا؛ از قبيل «علم» و «قدرت» و «حيات» و «اراده» است. هرگاه بندهاى در پرتو پيمودن راه اطاعت، گام در درجات كمال مىگذارد و از نردبان كمال بالا مىرود، مقصود اين است كه كمال وجودى بيشترى به دست آورده و علم بيشتر، قدرت زيادتر، ارادهاى نافذتر وحياتى جاودانهتر پيدا مىكند. در اين صورت مىتواند از فرشته بالاتر قرار گيرد و از كمالات بيشترى بهرهمند گردد.
بشر، پيوسته خواهان آن است كه بر جهان تسلط پيدا كند و كارى را كه انسانهاى عادى از انجام آن عاجزند، انجام دهد.به عنوان مثال، گروهى از مرتاضان از طريق رياضتهاى حرام و آزار دهنده به تقويت نفس و روح پرداخته و قدرتهايى را به دست مىآورند.
امّا راه صحيح كه موجب سعادت هر دو جهان مىگردد، آن است كه راه «بندگى» و خضوع در برابر خداى جهان را در پيش گيرد و با پيمودن راه بندگى، مقاماتى به دست آورده و سرانجام قدرت بر تصرف در تكوين پيدا كند.
پيامبر گرامى(ص) در ضمن حديثى به مقامات بلند سالكان راه حق و پويندگان راه عبوديت وبندگى اشاره نموده، سخن پروردگار را چنين نقل مىفرمايد:
«هيچ بندهاى به وسيله كارى، نسبت به من تقرب نجسته كه محبوبتر از انجام فرايض بوده باشد. (آنگاه فرمود:) بنده من با گزاردن نمازهاى نافله آنچنان به من نزديك مىشود كه اورا