37دوست مىدارم. وقتى او محبوب من شد، من گوش او مىشوم كه با آن مىشنود، وچشم او مىشوم كه با آن مىبيند و زبان او مىگردم كه با آن سخن مىگويد، و دست او مىشوم كه با آن حمله مىكند. هرگاه مرا بخواند اجابت مىكنم و اگر چيزى از من بخواهد مىبخشم». 1دقت در اين حديث، ما را به عظمت كمالى كه انسان در سايه انجام فرايض و نوافل پيدا مىكند، به خوبى رهبرى مىكند. در اين حالت قدرت درونى انسان به حدّى مىرسد كه با قدرت الهى صداهايى را كه با نيروى عادى نمىشنيد، مىشنود و صور و اشباحى را كه ديدگان عادى را ياراى ديدن آنها نيست، مىبيند. سرانجام خواستههاى اوجامه عمل پوشيده، حاجتهايش برآورده مىشود، در نتيجه دوست خدا مىشود و عمل او، عمل خدايى مىگردد.
جاى شك نيست مقصود از اينكه خدا چشم وگوش او مىگردد، اين است كه ديده او در پرتو قدرت الهى، نافذتر و گوش او شنواتر و قدرت او گستردهتر مىگردد.
آثار بندگى و كمال نفسانى
يكى از آثار كمال نفس، تصرف در جهان طبيعت به اذن خداست. توضيح اين كه در پرتو عبادت و بندگى، نه تنها حوزه بدن تحت فرمان و محل نفوذ اراده انسان قرار مىگيرد، بلكه جهان طبيعت نيز مطيع انسان مىگردد و آدمى به اذن پروردگار جهان، در پرتو نيرو و قدرتى كه از تقرب به خدا كسب نموده است، در طبيعت تصرف مىكند و مبدأ يك سلسله معجزات و كرامات مىشود و در حقيقت قدرت تصرف و تسلط بر تكوين پيدا مىكند.