266
يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ». 1
«هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبر او درباره امرى حكمى كنند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد».
امامت امام حق شخصى وى نبود كه از آن چشم پوشى كند، بلكه حكم الهى بود كه كسى قادر بر تغيير آن نيست، امّا اگر شرايط براى اجراى اين حكم فراهم نباشد، مصلحت ايجاب مىكند كه درباره آن سكوت كند، نه اين كه ديگرى را جاى خود بنشاند.
ثانياً: تاريخ سقيفه و بررسى زندگى امام(ع) حاكى است كه آن حضرت با وجود شديدترين فشارها، دست بيعت به سوى خلفا دراز نكرد.
معاويه در يكى از نامههاى خود به على(ع) مىنويسد: «تو همان كسى هستى كه به سان شتر افسار زده به سوى بيعت كشيدند»; و اين جمله بيانگر آن است كه فشار براى بيعت به حدى بود كه امام را به زور از خانه خود بيرون كردند و به مسجد بردند.
امام(ع) در پاسخ نامه معاويه، اين بىحرمتى را انكار نمىكند، ولى تصريح مىكند كه اين نشانه مظلوميت اوست، آنجا كه مىفرمايد:
«گفتى كه همچون شتر، افسار زدند و كشيدند كه بيعت كنم، عجبا! به خدا سوگند خواستى مذمت كنى ولى ناخود آگاه ستودى. خواستى رسوا كنى ولى رسوا شدى. براى يك مسلمان نقص نيست كه مظلوم واقع شود، مادام كه در دين خود ترديد نداشته باشد و در يقين خود شك نكند». 2ثالثاً : بخارى، كه كتاب حديثى خود را بر وفق سياست حاكم بر