244غنيمت بگيرند؟! از اين گذشته جهاد با دشمن بدون اذن پيامبر و جانشين او جايز نيست.
ممكن است تصوّر شود كه مقصود، شبيخون زدن و غارت كردن است. اين احتمال نيز صحيح نيست، زيرا پيامبر اكرم (ص) از هر نوع غارت نهى كرده و سخن ايشان در كتب حديث وارد شده است كه: «نهى النبىّ عن النهب...»؛ 1 «پيامبر از غارتگرى نهى كرد.»
در اين صورت جز درآمدهاى حلال انسان ، پس از كسر هزينهها، چيز ديگرى مورد نظر نخواهد بود.
2. پيامبر (ص) آنگاه كه عمرو بن حزم را به يمن اعزام كرد، فرمانى براى او نوشت كه بخشى از آن چنين است:
«أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللّه فى أَمْرِهِ كُلّهِ، وَأَنْ يَأْخُذَ مِنَ الْمَغانِمِ خُمسَ اللّهِ وَما كَتَبَ عَلى الْمُؤْمِنينَ مِنَ الصَّدَقَةِ مِنَ الْعِقار عُشرُ ما سَقى البَعلَ، وَسَقَتِ السَّماءُ، وَنصفُ العُشر مِمّا سَقَى الغرب». 2
نخست برخى از واژگان به كار رفته در فرمان را توضيح مىدهيم:
الف. «العقار» به معنى زمين است و در اين جا مقصود، زمينهاى كشاورزى است.
ب. «البعل» درختانى است كه نياز به آبيارى ندارند؛ زيرا ريشههاى آنان از آبهاى سطحى مجاور رودخانهها استفاده مىكند.
ج. «الغرب» به معنى دلو بزرگ است و منظور درختانى است كه با كشيدن آب با دلو، آبيارى مىشوند.
پيامبر گرامى (ص) در اين حديث، پس از امر به تقوا، دو نوع