243آنچه را كه در اين مسأله آمده است، نقل كنيم، به نقل برخى از آنها بسنده مىكنيم:
1. هيئت اعزامى «عبدالقيس»
قبيله عبدالقيس در منطقه شرق عربستان زندگى مىكردند، و امروز نيز مردم قطيف و احساء و حتى بحرين منتسب به همين قبيله مىباشند. رئيس قبيله به نام عبدالقيس به حضور پيامبر (ص) رسيد و گفت: ميان ما و شما، قبايلى زندگى مىكنند كه مشرك هستند و اجازه نمىدهند ما، جز در ماههاى حرام، به حضور شما برسيم. از شما مىخواهيم آموزشهاى لازم را به ما بدهيد و ما نيز آنها را به ديگران منتقل كنيم، پيامبر (ص) فرمود:
«من شما را به چهار كار فرمان مىدهم و از چهار كار باز مىدارم: 1. فرمان مىدهم به ايمان به خدا - و مىدانيد ايمان به خدا چيست؟ - شهادت به يگانگى او، 2. به برپايى نماز، 3. پرداخت زكات، 4. پرداخت خمس از غنيمت». 1بايد دقت شود كه مقصود از مغنم چيست؟ در اينجا دو احتمال وجود دارد:
أ. غنائم جنگى.
ب. درآمدهاى حلال.
مسلّماً احتمال نخست منفى است، زيرا هيئت عبدالقيسى آشكارا مىگفتند كه ما توان ملاقات با شما را جز در ماههاى حرام نداريم؛ زيرا خروج ما از منطقه و عبور از ميان قبايل، مايۀ خطر و خونريزى است. چنين مردمى چگونه مىتوانستند به جنگ با دشمن بپردازند و از آنها