177غيب داده شده؟ امام خنديد و فرمود: آنچه گزارش مىدهم علم غيب نيست، بلكه آموزشى از صاحب علم (پيامبر) است. 1بنابراين «علم غيب» ذاتى،(نه اكتسابى و آموزشى) از آنِ خدا است و آگاهى ديگران از غيب به صورت اكتسابى و آموزشى مىباشد.
اگر قرآن، علم غيب را از آن خدا دانسته و مىفرمايد:
«قُلْ لاٰ يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللّٰهُ». 2
«بگو كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، غيب را نمىدانند، جز خدا».
مقصود، علم غيب ذاتى و نامحدود است كه از آنِ آفريدگار هستى است و غير او، در همه چيز نيازمند او مىباشند.
بنابراين، به هيچ عنوان نمىتوان اين عقايد را نشانۀ غلو و زياده روى درباره آنان دانست.
امامان ما پيوسته از غاليان تبرّى جسته و آنان را از ساحت خود طرد مىكردند.
امام هشتم(ع)، در يكى از دعاهاى خويش، از غاليان زمان خود تبرّى و دورى مىگزيند. آن حضرت در اين دعا از عقيدۀ غاليان، كه خلقت جهان و روزى دادن بندگان را به دست امامان مىدانستند، تبرّى مىجويد. اين دعا حاكى است كه برخى از كوتهنظران با مشاهدۀ امور خارقالعاده از آنان، انديشههاى ناروا و غير صحيحى را به خود راه مىدادند - لذا- امام براى تبرّى از انديشههاى باطل، دعايى به شرح زير دارد:
«پروردگارا! من ازگفتار كسانى كه در حق ما مطالبى را مىگويند