178كه ما نگفتهايم، تبرّى مىجويم. پروردگارا! خلقت جهان و روزى بندگان از آن تو است. تو را مىپرستيم و از تو كمك مىطلبيم...».
«بارالها! تو آفريدگار ما و آفريدگار پدران و فرزندان ما هستى. پروردگارا! ربوبيت و الوهيت شايستۀ تو است، از كسانى كه تصور مىكنند كه ما پروردگار آنها هستيم و يا مىانديشند كه خالق و رازق آنها هستيم، برائت و بيزارى مىجوييم. بارالها! ما اين سخنان را به آنان نگفتهايم، ما را به گفتار آنان مؤاخذه نكن!». 1امام با اين راز و نياز، به انتقاد از آن انديشههاى باطل برخاسته و از كسانى كه معتقدند سرپرستى و قيمومت جهان هستى به پيامبر و امامان تفويض شده و آنان از جانب خداوند، آفريننده زمين و آسمان، روزى دهندۀ بندگان و زنده كننده و ميرانندۀ آنان در جهان و روز رستاخيز مىباشند، بيزارى جسته است.
امامان و بهرهگيرى از اسباب طبيعى
هيچ يك از افراد بشر ، هر چند كه در مقام بالا قرار داشته باشد، جانشين هيچيك از واسطههاى فيض نمىگردد، بلكه خود او فيض را از همان واسطهها مىگيرد، اشعه خورشيد، ريزش برف و باران و شكفته شدن غنچهها، همگى تأمين كنندۀ زندگى پيامبران و پيشوايان معصوم واولياى الهى است، همچنانكه وحى را فرشته به پيامبر مىرساند و جان او را ملك الموت مىگيرد 2 و از روز نخست حافظان و نگهبانان براى