129اين مسايل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولى آنچنان شفاف و قاطع كه نزاع را يك سره از ميان بردارد، در قرآن وارد نشده است و حكمت آن در اين است كه قرآن مردم را به تفكر و دقت در مفاد آيات دعوت مىكند، بيان قاطع همۀ مسائل، به گونهاى كه همۀ مردم را راضى سازد، بر خلاف اين اصل است.
معرفى به نام، برطرف كنندۀ اختلاف نيست
پرسشگر تصور مىكند كه اگر نام امام و يا امامان در قرآن مىآمد، اختلاف از بين مىرفت، در حالى كه اين اصل كليت ندارد؛ زيرا در موردى تصريح به نام شده ولى اختلاف نيز حاكم گشته است.
بنى اسرائيل، از پيامبر خود خواستند فرمانروايى براى آنان از جانب خدا تعيين كند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمينهاى غصب شدۀ خود را بازستانند و اسيران خود را آزاد سازند. آنجا كه گفتند:
«إِذْ قٰالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنٰا مَلِكاً نُقٰاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ». 1
«آنان به يكى از پيامبران خود گفتند: براى ما فرمانرواى معين كن تا به جنگ در راه خدا بپردازيم...».
پيامبر آنان، به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى كرد و گفت:
«إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طٰالُوتَ مَلِكاً...». 2
«به راستى كه خدا طالوت را به فرمانروايى شما برگزيده است».
با اينكه نام فرمانروا با صراحت گفته شد، آنان زير بار نرفتند و به اشكال تراشى پرداختند و گفتند: