72 خويش درآوردند. قتاده مىگويد: رهبانيتى كه آنان بدعت نهادند، ترك [نزديكى با] زنان و ماندن در صومعهها بود. در روايتى مرفوع آمده است: [بدعت آنان] سر به دشتها و كوهها گذاردن بود. مٰا كَتَبْنٰاهٰا عَلَيْهِمْ ، يعنى ما به آنها دستور نداده و اين كارها را برايشان واجب نكرده بوديم. درباره إِلاَّ ابْتِغٰاءَ رِضْوٰانِ اللّٰهِ گفته مىشود كه استثناى منقطع است.
بر اين اساس، معناى عبارت اينگونه است: ما بر آنها واجب نكرديم، اما آنها براى كسب خشنودى خدا اين كار را كردند. ابْتِغٰاءَ رِضْوٰانِ اللّٰهِ ، يعنى آنچه را واجب كرده بوديم، به نحو شايسته انجام ندادند. اين عبارت خاص است؛ زيرا برخى از اين قوم، حق مطلب را به گونهاى شايسته ادا نكردند؛ بلكه با زاهدنمايى، به دنبال رياستطلبى بر مردم و تجاوز به حقوق آنان بودند.
«قرطبى» مىگويد: اين آيه دلالت دارد كه هرگونه امر نوپيدايى بدعت است. پس شايسته است انسانى كه بدعت نيكى پايهگذارى مىكند، از آن روى نگرداند و ضدّ آن را انجام ندهد، تا نكوهش اين آيه شامل حال او نشود. از «ابوامامه باهلى» 1 روايت شده كه مىگفت: شما نماز خواندن در شبهاى ماه مبارك رمضان را ايجاد كرديد؛ درحالىكه بر شما اين كار واجب نشده بود. فقط روزه گرفتن بر شما واجب بود. پس به كار خويش ادامه بدهيد و آن را رها نكنيد؛ زيرا مردمى از بنىاسرائيل بدعتهايى نهادند كه خداوند آنها را واجب نكرده بود. آنان با اين كار، خشنودى خداوند را