65«ابن حجر عسقلانى» در «فتح» مىگويد:
اين حديث از اصول دين اسلام شمرده مىشود و يكى از قواعد اين دين است. معناى روايت اين است كه: هركس در اين دين، امرى را نوآورى كند كه هيچ يك از اصول دين مؤيد آن نباشد، مطلوب نيست و به آن اعتنا نمىشود.
«شيخ عبدالله صديق غمارى» مىگويد: «اين حديث تخصيصزننده روايت «هربدعتى گمراهى است» مىباشد. در همين حال، تبيينكننده وبيانى براى اين روايت است؛ زيرا اگر هرگونه بدعتى - بدون استثنا - بدعت و گمراهى به شمار مىآمد، بايد در اين روايت مىفرمود: «هركس امرى را در دين ما پديد آورد، آن امر باطل است»؛ اما وقتى مىفرمايد: «هر كس در دين ما امرى را پديد آورد كه در شمار اين دين نيست، باطل و مردود است»، در واقع در مقام بيان اين حقيقت است كه امر نوپيدا بر دو قسم است.
الف) امرى كه جزء دين نيست؛ به اين معنا كه مخالف قواعد و ادله شريعت باشد. اين نوع امور نوپيدا، مردود و بدعت و گمراهكننده خواهند بود؛
ب) امورى كه جزء دين است؛ به اين معنا كه اصل يا دليلى از اصول و ادله شريعت، اين امور را تأييد مىكند. اين امور درست و پذيرفته شده، همان سنت حسنه هستند.
«احمد»، «ابو داود» و «ابن ابوشيبة» با سند صحيح متصل از «معاذ بن جبل» نقل مىكنند:
وقتى نماز مىخوانديم، اگر كسى ديرتر از ديگران وارد نماز مىشد، فردى كه كنار او بود، با اشاره مىگفت چند ركعت از ديگران عقب است و به جماعت اقتدا نمىكرد. به اين ترتيب، برخى در حال ركوع،