77جنگ بر روى ساقش ايستاد...
ب) نووى در شرح حديث:
«انّ الله يبسط يده بالليل ليتوب مسييء النهار...»؛ «خداوند در شب دستهايش را براى بخشش گناهكاران روز مىگشايد» مىگويد:
ولايختص قبولها بوقت، و قد سبقت المسألة، فبسط اليد استعارة في قبول التوبة. 1
قبول توبه اختصاص به وقتى خاص ندارد، و اين مسأله قبلا گذشت، پس بسط يد كنايه از قبول توبه است.
ج) نووى همچنين در شرح حديث:
«إنّ الله لاينظر إلي صوركم واموالكم و لكن ينظر إلي قلوبكم و أعمالكم» مىگويد:
« ومعني نظرالله هنا: مجازاته و محاسبته... »
2
؛ «معناى نظر خدا در اينجا، مجازات و محاسبه اوست...».
د) وى در شرح حديث:
« امّا والله: لله أشدُّ فرحاً بتوبة عبده من الرجل براحلته » مىگويد:
«قال العلماء: فرح الله تعالي هو رضاه» 3؛ «علما گفتهاند: فرح خداى متعال به معناى رضايت اوست».
ه) نووى در جايى ديگر درباره حديث:
«سبقت رحمتي غضبي» مىگويد: