37ولى غالب اصولىها اعم از شيعه و اهل سنت وجود تجوز و مجازيت در قرآن را پذيرفتهاند؛
1. ديدگاه اهل سنت
غزالى درباره آيه ( لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ) مىگويد:
فانّ الكاف وضعت للإفادة، فاذا استعملت علي وجه لايفيد، كان علي خلاف الوضع. 1
كاف براى افاده وضع شده و اگر استعمال شود به طورى كه هيچ معنايى را افاده نكند، اين بر خلاف وضع است.
او نيز درباره آيه: ( وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ ) ؛ «از قريه سؤال كن» مىگويد:
والمعني: و اسأل هل القرية، و هذا النقصان اعتادته العرب، فهو توسع و تجوّز. 2
معنا آن است: از اهل قريه سؤال كن، و اين نقصان نزد عرب امرى عادى است و آن در اين معنا توسعه و مجازيت دارد.
جلال الدين سيوطى مىگويد:
وشبهتهم انّ المجاز اخو الكذب و القرآن منزّه عنه، و انّ المتكلم