71جسمانى ثابت كند به طور حتم گمراه شده است. و اهل حق به نزول و آمدن الهى ايمان آوردهاند، به نحوى كه منزه از صفات اجسام و نشانههاى حدوث است، و به نزول و آمدن جسمانى كه با انتقال از مكانى به مكان ديگر صورت مىگيرد كافر مىباشند. و نيز به استواء الهى بر عرش ايمان دارند، ولى به استواء معروف كه با جسم صورت مىگيرد كافرند؛ زيرا استواء معروف جسمى كيفيت دارد، اما استواء الهى بدون كيفيت است.
و اين همان طريقه صحيح سلف است كه بهترين امت از صحابه و تابعين بر آن بودهاند.
اما كسانى كه خود راى در لاك انتساب به سلف مخفى كردهاند و جسميت راى به حق - كه از تهمت افترا زنندگان منزه است - نسبت مىدهند، يا در آن تشكيك مىنمايند، و مىگويند: ما نه قائل به جسميت مىشويم و نه مىگوييم: جسم نيست، آنان حق تبارك و تعالى راى ]به خلق[ تشبيه كردهاند در تجويز جسميت بر او، و اين نفاق آشكارى است.
2. ديدگاه بدرالدين بن جماعه درباره تجسيم
او مىگويد:
إذا ثبت ذلك فمن جعل الاستواء في حقه مايفهم من صفات المحدثين و قال: استوي بذاته او قال: استوي حقيقة، فقد ابتدع بهذه الزيادة التي لم تثبت في