2216. «ابطال التأويلات»، ابى يعلى قاضى.
حنابله در اوائل قرن پنجم؛ يعنى در سال 408ه .ق توانستند خليفه قادر بالله عباسى را هم عقيده خود كنند، لذا از اين راه مردم را همعقيده خود كرده وهر كس از معتزله وحنفيه وديگران كه با آن مخالفت مىكرد را تهديد مىنمودند.
ذهبى مىگويد: «علامه ابواحمد كَرَجى درباره عقيده خود كتابى را تأليف نمود. خليفه قادر بالله آن را كتابت كرده ومردم را بر آن جمع وبر تعليم آن امر نمود. واين در اوائل صده پنجم ودر آخر ايام امام ابىحامد اسفرايينى، شيخ شافعيه در بغداد است. او دستور داد تا هر كس كه اعتقاد به آنچه در اين كتاب است ندارد؛ چه معتزلى يا رافضى يا خارجى، بايد توبه داده شود. از جمله عقايد در آن كتاب اين بود:
كان ربّنا عزّ وجلّ وحده لا شيء معه ولا مكان يحويه، فخلق كلّ شيء بقدرته، وخلق العرش بلا احتياج إليه فاستقر عليه شاء وأراد، لااستقرار راحة كما يستريح الخلق. 1
پروردگار عزّوجلّ ما تنها است وچيزى همراه او نيست ومكانى او را احاطه نمىكند. پس هر چيز را به قدرت خود آفريد، وعرش را بدون آنكه به آن احتياج داشته باشد خلق كرد،