83اين استدلال آن وقتى صحيح است كه آنان از دخول حمام امتناع كرده وقصد اجتناب داشته باشند يا اينكه برايشان دخول در حمام امكان داشته ولى در عين حال داخل نشدهاند، در حالى كه مىدانيم در آن زمان در شهرهاى آنها حمام وجود نداشته است، ولذا نسبت دادن عدم دخول حمام را به وجود مانع كراهت يا نبود مقتضى استحباب، اولى از انتساب به فوت شرط دخول كه همان قدرت وامكان است نيست. همانگونه كه آنچه را خداوند در ساير زمينها خلق كرده از قوت ولباس ومركبها ومساكن، همه اين انواع در حجاز نبوده است، ونيز پيامبر(ص) از تمام انواع غذاها وميوهها نخورده وتمام انواع لباسها را نپوشيده است....
و اين نخوردن دليل بر عدم جواز خوردن و حرمت آنها نيست. قابل توجه اينكه اين كلام ابن تيميه با آنچه از او در بحث نقد ميزانبودن فعل سلف نقل كرديم 1، تهافت دارد و اين از تناقضات او به حساب مىآيد.
2. محمّد بن علوى مالكى مىگويد:
وقد اكثر بعض المتأخرين من الاستدلال بالعدم والترك على تحريم اشياء او ذمّها، وافرط فى استعماله بعض المتنطعين المتزمتين بحجة انّ النبى(ص) لم يفعله او بحجّة انّ الخلفاء الراشدين لم يفعلوه، وهذا منهم جهل عريض، ناتج عن عقل مريض؛ ذلك انّ تركهم العمل به قد يكون لعذر قام لهم فى الوقت، أو لما هو افضل منه، أو لعلّه لم يبلغ جميعهم علم به،