87
أن تفعل كذا » 1 واجب نيست آن كار را انجام دهد؛ هرچند انجام دادنش بهتر است. ابنعابدين مىگويد: گفتن «به حق رسولانت مكروه است؛ زيرا مخلوق بر خالق حقى ندارد. ممكن است گفته شود هيچ كس از روى وجوب، حقى بر خداوند ندارد، اما خداوند براى برخى آفريدهها از روى فضل و كرم خويش حقى قرار داده است. همچنين ممكن است منظور از حق، همان حرمت و عظمت باشد. در نتيجه از باب وسيله بودن اين آفريدهها، از آنها براى رفتن به محضر خداوند استفاده مىشود؛ همانگونه كه قرآن كريم نيز استفاده از اين وسيلهها را تأييد مىكند: وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ ؛ «وسيلهاى براى تقرب به او بجوييد!» (مائده: 35)
در «الحصن الحصين» توسل به انبيا و اولياى الهى از آداب دعا كردن برشمرده شده است. در اين كتاب، دعايى مأثور نقل شده كه [به هنگام گام برداشتن براى رفتن به مسجد با اين عبارت دعا كنيم]:
اللّهُمَّ إنِّي أَسأَلُكَ بِحَقِّ السّائِلينَ عَلَيكَ وَ بِحَقِّ مَمشايَ إلَيكَ فَإنّي لَم أَخرُج أَشَراً وَ لا بَطَراً... 2
احتمال دارد منظور از اين عبارت حقى باشد كه اين آفريدهها بر ما دارند؛ مانند حق ايمان داشتن و احترام گزاردن به آنها. در «يعقوبيه» آمده كه احتمال دارد «حق» مصدر باشد، نه صفت مشبهه. در نتيجه، معناى عبارت چنين مىشود: «به حقيقت رسولت...». در اين صورت بيان اين عبارت بىاشكال است. به عبارت ديگر، معناى اين الفاظ اين است