58در روايت، توسل به رسول خدا و منزلت ايشان صورت گرفته است؛ چنانكه در غياب ايشان، او را ندا مىدهد.
اين روايت را بخارى در «تاريخ البخارى» نقل كرده است. ترمذى در اواخر ادعيه كتاب «الجامع» 1 و ابنماجه در «سنن»، باب «نماز حاجت»، نسائى در «عمل اليوم و الليلة»، ابونعيم در «معرفة الصحابة»، بيهقى در دلائل النبوة و ديگران از جمله حديثشناسانى هستند كه اين روايت را صحيح مىدانند. هرچند روايت بالا در اين منابع با اندكى اختلاف نقل شده، اما همگى در اين بخش از روايت كه محل استدلال ما مىباشد، اتفاق نظر دارند. گروهى از حافظان حديث كه شمار آنان نزديك به پانزده نفر است، اين حديث را صحيح دانستهاند. به جز متأخرين آنها مىتوان از اين گروه به اين افراد اشاره كرد: ترمذى، ابنحبان، حاكم نيشابورى، طبرانى، ابونعيم، بيهقى و منذرى. 2
ترمذى اين روايت را با سلسله سندش به اين صورت نقل مىكند: محمود بن غيلان به نقل از عثمان بن عمر، به نقل از شعبة، از ابوجعفر