48احتياط 1 واجب، كمتر از دو سال نباشد و داخل در سه سال شده باشد و همچنين در «بز» كمتر از سن گاو نباشد 2 و در ميش به احتياط 3 واجب كمتر از يكسال نباشد و داخل در سال دوم شده باشد.
دوم - بايد صحيح باشد، پس حيوان مريض 4 كافى نيست، حتى مثل كچلى بنابر احتياط.
سوم - بايد خيلى پير نباشد. 5چهارم 6 - بايد تام الأجزاء باشد و ناقص كافى نيست. پس اگر واضح باشد كورى يا لنگى آن بنابر اقوى كافى نيست 7 و اگر واضح نباشد به احتياط واجب كافى نيست 8 و احتياط واجب آن است كه چشمش سفيد نشده باشد و بايد گوش بريده و دم بريده و شاخ داخل آن شكسته يا بريده نباشد.
پنجم - بايد لاغر نباشد 9 و اگر در گرده او پيه باشد 10 كافى است، و احتياط 11 آن است كه آن را در عرف لاغر نگويند.
ششم - بايد «خصى» نباشد؛ 12 يعنى بايد خصيتين آن را بيرون نياورده باشند.
هفتم - بايد بيضه آن را نكوبيده باشند به احتياط 13 واجب.
هشتم - بايد در اصل خلقت بىدم نباشد به احتياط واجب و اگر گوش يا شاخ در خلقت اصلى نداشته باشد، بعيد نيست كفايت، اگرچه خلاف احتياط است.
نهم - در اصل خلقت بىبيضه نباشد. 14[172] م - اگر حيوانى را به گمان آنكه صحيح و سالم است ذبح كرد بعد معلوم شد كه مريض يا ناقص بوده، كافى نيست و بايد دوباره ذبح كند. 15