57
سؤال سوم: حركت، شعور و شهود در عرفات و مشعر
چگونه زائر از وقوف عرفات به حركت و از وقوف مشعر به شعور و شهود مىرسد؟
غرويان: به عقيده من و با توجه به آيات و روايات اين وقوف به معناى وقوف جسم انسان است، ولى وقتى روح انسان را در نظر مىگيريم، معرفت است و معرفت حركت است. بايد حركت عرفانى در عرفات داشته باشيم. انسان در آن جا به معرفت مىرسد و معرفت يك انبساط وجودى است و ماهيت نيست و فوق مقوله است و ذكر حركت به اعتبار معرفت بودنش است و اگر كسى در غيرعرفات به اين معرفت نرسيده بايد در عرفات به معرفت لازم برسد و در آن جا انسان بايد به يك تغير دست يابد. پس بايد حركت معرفتى در عرفه ايجاد شود و حركت چيزى نيست غير از تغير يك شىء از حالت بالقوه به بالفعل و وقوف كه به معناى توقف و ايستادن به كار مىرود در مورد توقف در يك محدوده جغرافيايى است نه توقف در وجود خود؛ روح مرزى ندارد و مىتواند تا عرش الهى بالا برود. دعاى عرفه امام حسين(ع) كه در آن جا خوانده مىشود عين حركت و عروج است و تعبير بنده از وقوف به حركت به استناد آگاهى و معرفتى است كه براى انسان حاصل مىشود. وگرنه جسم انسان بايد در محدوده عرفات باشد و خارج نشود.
اين گونه برداشتها از طريق مطالعات عرفانى، فلسفى و بيانات مفسرين ايجاد مىشود و اين كار را مىتوان از طريق جزواتى كه