43وقوف و حركت همگانى در عرفات و منا و حمله همگانى به جمرات و حتى نماز هم همگانى است و طواف و سعى، مقام جمعى است. حج مىخواهد انسان را معنى كند كه يك موجود جمعى، سيستماتيك و كامل است. بايد براى حج مثل اداره يك كشور، سياست گذارى كنيم. مردم نبايد ساده به حج بروند و برگردند.
مشكلات اسلام بايد در مكه حل شود. از مكه شروع شده در مكه هم بايد حل شود. مشكلات اسلام در ايران حل نمىشود بايد در مكه حل شود. ما بايد مشكلات را در مكه حل كنيم. يعنى در يك زمانى بايد اداره و كنترل حج در مكه به دست يك سيستم جهانى از مسلمين اداره شود.
موفقيت اسلام آن زمانى است كه حج به دست مسلمين جهان اداره شود، حج مربوط به كشور خاصى نيست. وقتى مىگوييم حجّ ابراهيمى، بايد متصدى اش هم ابراهيم باشد نه اين كه بگوييم حج ابراهيمى و متصدى اش كس ديگرى باشد. ما بايد به معناى واقعى حج كه «القصد الى الحركه الى جهت الخاص» است، برسيم و تمام مشكلاتمان را در مكه حل كنيم، در ايران حل نمىشود ما بايد مسلمانان را آن جا تربيت كنيم و در آن جا بسازيم.
بايد روى سفيرانى كه به اين كشور مىروند حساب باز كنيم. نه آدم ناشى به درد حج مىخورد نه آدم حرفه اى. كسى بايد به حج برود كه تشنگى، دلش را آتش بزند. به آن ديار كه مىرسد از عشق زيارت خدا غش كند. لذا بايد در حج يك زمينه علمى، فكرى و فرهنگى ايجاد كرد و در سياست گذارى هايش تجديد نظر نمود. ما كه مردم را به آن جا مىبريم، آنها را با دنيا بر نگردانيم. ما بايد در