78همچنين رواياتى دلالت دارد بر اينكه امير المؤمنين على(عليه السلام) پس از رحلت رسول اكرم مدتها در خانه نشست ومصحفى را جمع كرد و چون آن را به قوم ارائه كرد آنها مصحف را رد كردند و حضرت آنرا به خانه آورد، و يا رواياتى دلالت دارد بر اينكه وقتى قائم آل محمّد(صلى الله عليه وآله) حضرت مهدى (عج) قيام وظهور كرد، قرآنى متفاوت با قرآن فعلى ارائه خواهد نمود.
در مقابل اين دو مطلب، يعنى مصحف حضرت على و قرآن حضرت مهدى بايد گفت كه اين مصحفها كه به احتمال بسيار قوى يكى هستند، يا مشتمل بر تأويل و تفسير آيات نيز بوده، همانگونه كه شيخ مفيد احتمال داده 1 و يا از نظر ترتيب سورهها و آيات با قرآن موجود تفاوت داشته است، همانگونه كه مرحوم علامه طباطبايى احتمال داده است، 2 اما در اصل آيات نازل شده تفاوتى نداشته است و بنابراين نبايد آنرا دليل بر تحريف دانست.
همچنين بعضى مدّعى شدهاند كه طبق رواياتى، هر چيزى كه در امتهاى گذشته اتفاق افتاده در امت اسلامى نيز اتفاق خواهد افتاد و چون امتهاى پيشين كتب آسمانى خود را تحريف نمودهاند پس قرآن نيز تحريف شده است.
اين سخن بسيار سست و بى مايه است; اگر هم آن روايات را بپذيريم دليل آن نمىشود كه همه حالات امم گذشته تكرار شود، بلكه ممكن است منظور روايت تكرار بعضى از آن حالات باشد، زيرا به يقين مىدانيم كه بر امتهاى گذشته حالاتى رخ داده كه بر امت اسلامى رخ نداده است، مانند مسخ شدن بعضى از آنها و يانسخ شرايع آنها و از اين قبيل.
به هر حال، آنچه از آيات و روايات قطعى و اتفاق مسلمين روشن و واضح است اين است كه قرآن كريم به همان گونه كه در ميان ماست بر پيامبر نازل شده و هيچ گونه تحريف و افزايش و كاهشى در آن وجود ندارد، و علماى ما به پيروى از رهنمودهاى ائمه