55بىدرنگ به احد شتافت و به شهادت رسيد. پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمودند: فرشتگان را مشاهده كردم كه در ميان زمين و آسمان، مشغول غسل دادن او بودند. و اين چنين حنظله به غسيل الملائكه نامور شد. 1
حنظله با اين كه از ضرورت حضور در محل جنگ، آن هم دو روز پيش از آغاز جنگ آگاه بود، اما از پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) اجازه خواست براى انجام عروسى در مدينه بماند و آن حضرت، طبق آيه شريفه:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذٰا كٰانُوا مَعَهُ عَلىٰ أَمْرٍ جٰامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتّٰى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولٰئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
2
به وى اجازه داد تا در مراسم عروسى خودش حاضر شود. 3
او شب زفاف را سپرى كرد، اما صبحگاه فرصتى براى انجام غسل جنابت نيافت و هنگامى كه مىخواست از خانه خارج شود، همسرش كه دختر عبدالله بن ابَىّ بن سلول بود گفت: اى حنظله، اندكى درنگكن، حنظله ايستاد و همسر چهار نفر از انصار را به عنوان گواه حاضر كرد و گفت: شما شاهد باشيد در شبى كه گذشت، حنظله با من آميزش كرد.