34مسلماً هر بدعتى، ضلال و گمراهى است; وَكُلُّ ضلال فىالنار . پس تقسيم بدعت به حسن و غير حسن را بسيارى از علماى اهل سنت مردود شمردهاند; مانند شاطبى و ابن رجب حنبلى. و غامدى ازنويسندگان معاصر عربستان در كتاب حقيقة البدعة و احكامه مىنويسد:
القول بحسن بعض البدع مناقض للأدلّة الشرعية الواردة فى ذمّ عموم البدع. ذلك أن النصوص الذامّة للبدعة والمحذرة منها جاءت مطلقة عامة، و على كثرتها لم يرد فيها استثناء البتة، و لم يأت فيها ما يقتضى أنّ فيها ما هو حسن مقبول عندالله... على انّ القاعدة الكلّية فى ذمّ البدع لايمكن أن يخرج عن مقتضاها فرد من الأفراد .
1
*احاديثى نقل شده كه امير مؤمنان(ع) نماز تراويح را مىخواند و يا براى آن امام جماعت تعيين مىكرد و يا اينكه فرموده است:
نوّر اللهُ قَبْرَهُ كَما نَوَّرَ مَساجِدَن اين احاديث با بدعت بودن تراويح چگونه جمع مىشود؟
ج - در اين باره بيهقى چهار يا پنج روايت نقل كرده و خودش سند همه را ضعيف مىداند، با تحقيق در روايات، به يك روايت كه سند آن صحيح باشد برخورد نكردهايم.
افزون بر اين، ثابت نشده است كه خودِ عمربن خطاب نيز نماز تراويح را خوانده باشد! عبدالله بن عمر نيز به شدت از آن نهى مىكرد. امير المؤمنين، على(ع) نيز به هنگام خلافت در كوفه با اين عمل مخالفت كرد و مخالف برپايى آن بود.
لَمَّا كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) بِالْكُوفَةِ أَتَاهُ النَّاسُ فَقَالُوا لَهُ اجْعَلْ