189مىفرمايد:
«فحين دخلت الحرم نويت انّك حرمت على نفسك كلّ غيبة تستغيبُها المسلمين من اهل ملّة الاسلام.» آيا هنگامى كه به حرم پاى نهادى، نيّت كردى كه از اين پس، خود را از هر گونه غيبت و نسبت ناروا كه در غياب مسمانان بدانان روا داشتهاى، دور كنى و هنگامى كه به مكّه رسيدى نيّت كردى كه جز خدا در اين سفر مقصد و مطلوبى نداشته باشى. اگر هنگام طواف نيّت نكردهاى كه از شرّ شيطان و حيلههايش و نفس امّاره به دور باشى در حقيقت طواف بيت نكردهاى. بايستى هنگام نماز طواف نيّت كنى كه با اين نماز پشت شيطان را بر خاك خواهى زد. اگر طواف و نماز طواف تو چنين نباشد كه به مقام قرب حق تعالى برسى، بدان كه اين طواف و نماز نه ارجى دارد و نه تأثيرى.
گرچه پشت پا زدن به هوسهاى دل و چشم پوشى از تمتّعات و لذّتهاى دنيوى و دورى از اخلاق ناپسند و صفات رذيله بسيار مشكل و سخت مىنمايد، ولى گفتهاند:
چه خوش گفت آن مرد دارو فروش
شفا بايدت داروى تلخ نوش
طواف بايد همراه با اين فراق و مفارقت از رذايل باشد و گام در راه كعبه گذاردن، چنين جداييهايى را مىطلبد. بايد علاقههاى نارواى دنيايى از دل بيرون رود و صفحه قلب از تيرگيهاى رذايل اخلاقى پاك گردد و آيينه دل تصفيه و صيقلى