122
خاتمه
در خاتمه مىتوان نتايج و برداشتهائى از اين پژوهش به دست آورد، كه به طور خلاصه به آنها اشاره مىشود :
1. «حج» در لغت به معنى قصد است و در اصطلاح از معناى قصد به معنى جديد منتقل شده كه همان مناسك مخصوص در زمان و مكان مخصوص است.
2. «طواف» در اصطلاح نيز به پيرامون كعبه گرديدن را گويند و از نظر شرعى به گردش دور خانه خدا با رعايت شرايط مخصوص را طواف گويند.
3. بسيارى از احكام و اركان حج در قرآن آمده كه نشانگر اهميّت حج در دين مبين اسلام است. بدين جهت است كه بحث و بررسى درباره اين واجب الهى از ويژگى و اهميت فوق العادهاى برخوردار مىباشد.
4. «كعبه معظمه» از مقدس ترين اماكن مسلمانان مىباشد و تلاش وافرى براى حفظ و صيانت آن صورت گرفته است. تغيير و تحولات تاريخى آن گزارش شده است و به استناد تاريخ و گواهان صادق، در هيچ يك از اضلاع كعبه، به غير از ضلع حجر اسماعيل، اختلافى در كم يا زياد كردن آن وجود ندارد.
5. در مورد تغيير و جابه جائى «مقام ابراهيم(ع) » در گذر زمان، آنچه مهم است، اين است كه؛ چه مقام ابراهيم(ع) از جايگاه اصلى خود تغيير يافته باشد و چه آنكه تغييرى نيافته باشد؛ اين مساله تأثير فقهى در حكم «محدوده طواف» و حتى «نماز طواف» ندارد.
6. «حجر اسماعيل(ع)» جزء خانه خدا نيست، اما با حجر معامله بيت مىشود؛ يعنى آنكه آن را بايد در محدوده مطاف قرار داد. همچنين بر فرض اينكه حجر اسماعيل را جزء بيت الله نيز ندانيم (چه همه حجر و چه بخشى از آن) مىتوان گفت تاثيرى در بحث «محدوده طواف» ندارد.