113
«لاَ تَنْظُرْ فِي الْمِرْآةِ وَ أَنْتَ مُحْرِمٌ، لِأَنَّهُ مِنَ الزِّينَةِ وَ لاَ تَكْتَحِلِ الْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ بِالسَّوَادِ إِنَّ السَّوَادَ زِينَةٌ» ؛
«در حالى كه محرم هستى به آينه نگاه مكن ؛ زيرا اين نوعى زينت است و زن در حال احرام، سرمه سياه نكشد، كه آن هم زينت است». 1
اين دو امر زينتاند و زينت بهرهگيرى از تشريفات و تجملات دنيوى است. از دنيا بايد رهيد و از آسمان دنيا بايد پريد و به آسمان ملكوت بايد سر كشيد و نور الهى را در افق جبروت بايد ديد. از سوى ديگر نگاه به آينه، نگاه به خود است و از خوديت بايد رست؛ از خود بايد فارغ شد، بودن خويش را بايد از ياد برد، خودبينى و خدابينى در يك دل نمىگنجد، قاصد خدا قلب خويش را براى ديدار دوست مهيا مىكند. نظر به آينه را تحريم كردند تا محرم قلب خويش را آينه كند و در آينه دل جمال يار را نظارهگر باشد.
نمىخواهم كسى نزدم نشيند
سه) سايه و ذوب گناه
عبداللّٰه بن مغيره از امام موسى كاظم عليه السلام دربارۀ سايه براى محرم پرسيد. امام عليه السلام در پاسخ آن را حرام دانست. او گفت: من گرمايى هستم و گرما بر من طاقت فرساست. آيا راه چارهاى براى من وجود دارد؟ امام عليه السلام فرمود:
«أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الشَّمْسَ تَغْرُبُ بِذُنُوبِ الْمُحْرِمِينَ» ؛
«آيا نمىدانى كه خورشيد، گناهان محرمين را پنهان مىكند». 2
بنابراين سرّ اينكه سايه و سايهبان براى محرم حرام شده، اين است كه آفتاب سوزان بر سر