103
گفت: نه. فرمود: پس در ميقات فرود نيامدهاى.»
خداوند در باب توبه فرموده:
« وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولٰئِكَ هُمُ الظّٰالِمُونَ » 1 ؛
«و هركه از فسق و گناه بدرگاه خدا توبه نكند بسيار ظالم و ستمكار است.»
از اين آيه به دست مىآيد كه كسى كه تائب نباشد، ظالم است. لحن آيه به گونهاى است كه ظلم را منحصر به كسانى ساخته كه اهل توبه نباشند؛ لذا تنها غير تائبين ظالمند و كسى كه اهل توبه باشد، ظلم از او منتفى است.
توبه از ابواب رحمت الهى است. در ميان ابواب رحمت پروردگار، دو باب از همه وسيعتر و نافذتر است؛ يكى دعا و ديگرى توبه است. اگر راه توبه مسدود بود و هر گناه، جرم و اشتباهى كه انسان مرتكب مىشد، مىماند و عقاب و كيفرش ماندگار مىشد، ديگر اميد و آرزويى براى هيچ انسانى باقى نمىماند و انسانى كه به نااميدى برسد، به پايان عمرش رسيده است.
رحمت خدا بر غضبش غالب است، در حديث آمده است كه:
«اگر امتى گناه نكند، خداوند آن گروه را مىبرد و گروهى را مىآورد كه گناه كنند تا آنهارا بيامرزد. 2»
خداوند در اين حديث نفرمود آن گروه اول را كيفر مىدهد، بلكه فرموده كه آنها را مىبرد و گروهى مىآورد كه غفرانش شامل حال آنان شود. بنابراين در جانب خدا اصل رحمت است و آمرزش و از اين رو اصل در انسان گناه است و خطا زيرا گناه تقاضاى غفران دارد، البته اين به معناى جبر نيست، بلكه بدين معناست كه در ميدان مسابقه ميان اسماء الهى، اسم رحمان غالب است و پيروز.
نكته ديگر در باب توبه اينكه توبه يعنى بازگشت از مخالفت حق به فرمانبرى او. شخص تائب كسى است كه از مخالفت خدا بازگردد، از آن پشيمان گردد و با خدا عهد بندد كه بعد از آن نزديك گناه نشود. از آنجا كه محور توبه بازگشت از گناه است، گناهشناسى شرط اساسى توبه