132امام فرمود: وقتى در مسجد خيف نماز خواندى، نيّت كردى كه جز از خداى متعال و گناهت نترسى و جز به رحمت خدا اميدوار نباشى؟ گفت: نه.
امام فرمود: آنگاه كه قربانىات را سربريدى، آيا نيّت كردى كه با تمسك به حقيقتِ ورع و پرهيزكارى گلوى طمع را ببرى و از ابراهيم عليه السلام ، كه فرزندش و ميوۀ دلش و گُل قلبش را به قربانگاه آورد و آن را سنّتى براى آيندگان و وسيلهاى براى تقرّب به خداوند براى نسلهاى بعد قرار داد، پيروى كنى؟ گفت: نه.
امام فرمود: چون به مكّه بازگشتى و «طواف افاضه» كردى، آيا نيّت كردى كه از رحمت خدا كوچ كرده به طاعت او بازگردى و به دوستى او چنگ زده و واجبات الهى را ادا كردهاى و به خدا نزديك شدهاى؟ گفت: نه.
امام فرمود: پس نه به منا رسيدهاى، نه سنگريزه پرتاب كردهاى، نه سرت را تراشيدهاى، نه اعمال حجّ خود را انجام دادهاى، نه در مسجد خيف نماز خواندهاى، نه «طوافِ كوچ» بهجاآوردهاى ونهبهقرب خدا رسيدهاى!
برگرد! زيرا تو حجّ بجا نياوردهاى!
سپس شبلى سخت به گريه افتاد و از اينكه نتوانسته حجّ را آنگونه كه هست بشناسد و مناسك حج را عارفانه انجام دهد از شدّت ناراحتى به خود پيچيد و از آن پس به دنبال فراگيرى اسرار و معارف حج بود تا بتواند حج سال بعد را از روى شناخت و يقين به جاى آورد.