86پيش از آن با مشكل شرك عبادى مواجه بودند نه با شرك ذاتى، گرچه آنان از جهت توحيد در ربوبيت و توحيد در صفات و افعال نيز مشكل داشتند ولى مهمترين مشكل آنان مشكل در عبادت بوده است، همچنانكه كافر بودن ابليس به جهت آن است كه او در توحيد عبادى انحراف داشت نه در توحيد ذاتى يا توحيد در ربوبيت.
باز وقتى اهميت زياد مسأله «توحيد عبادى» روشن مىشود كه مىبينيم قرآن كريم انبياء عليهم السلام را با صفت «عبد بودن» مىستايد، 1 و ائمه عليهم السلام 2و حتى اصحاب آنان نيز با اين صفت ستوده شدهاند. 3 دعاهاى نقل شده از اهلبيت عليهم السلام نيز بيشترين تأكيد آنها بر مسأله «توحيد عبادى» است. 4 و بلكه تقسيم مردم به «موحّد» و «مشرك» نيز براساس توحيد عبادى است، مثلاً دين مسيحيت يا هند و وجين با آنكه اعتقاد به توحيد ذاتى دارند ولى بر اثر پرستش غير خداى متعال، شرك آلود معرفى مىشوند. علاوه بر آنكه امروز در دنيا كمتر دينى يافت مىشود كه در توحيد ذاتى اشكال داشته و يا منكر خداوند باشد يا براى او نظير و شبيه قائل باشد ولى اديانى كه شرك در عبادت دارند اكثريت اديان را تشكيل داده و بيشترين پيروان را دارند و لذا بحث از توحيد عبادى بسيار ضرورى است.
رابعاً اولين واجب در دين مقدس اسلام اقرار و اعتراف به كلمه طيبه «لاالهالااللّٰه» است كه به معنى اقرار به توحيد در عبادت است و ملاك در مسلمان بودن اشخاص مىباشد، در آينده معنى اين كلمه بيان خواهد شد.
خامساً مسأله توحيد عبادى علاوه بر جنبۀ اعتقادى، آثار تربيتى فراوانى دارد، و از