45دروغ دانسته و براى توجيه تكذيب خود اين سوره را كه مدنى است مكى معرفى كرده است. 1 و حديث ثقلين را سفارش به پيروى تنها از قرآن و نه قرآن وعترت دانسته 2 گويا كلمه «ثقلين» مفرداست نه تثنيه!!. و بلكه عظمت و اهميت جهاد اميرالمؤمنين عليه السلام را مورد خدشه داده 3 و معتقد است كه عثمان هرگز مورد عتاب پيامبر قرار نگرفت ولى حضرت على مكرراً مورد عتاب آن حضرت واقع شد. 4 او به آنچه گذشت اكتفا نكرده بلكه معتقد است كه حضرت على عليه السلام ، فاطمه زهرا را مورد اذيت قرار داد، 5 و حتى به حضرت زهرا نيز اتهام زده كه او تقاضاى حكم خلاف شرع مىنمود. 6 ابنتيميه تعرضات خود را گسترش داده و حتى به سيدالشهداء عليه السلام نيز اتهام زده است كه بهدنبال رياستطلبى بوده است نه آنكه قيام براى دين كند 7!!. و قيام آن حضرت خلاف دستور رسول خدا 8 و موجب ضرر به دين شد. 9 آرى قيام سيدالشهداء موجب ضرر به دين ابنتيميه كه همان دين يزيد است شده است. سپس او كينه و عداوت خود را نسبت به امام باقر عليه السلام 10و امام هفتم و هشتم عليهم السلام نشان داده است. 11 او حتى در صحت خلافت امام عليه السلام نيز ترديد روا داشته است. 12با توجه به آنچه گذشت ديدگاه او نسبت به فضائل امام عليه السلام روشن گرديد. او معتقد است مجموعه احاديث مربوط به فضائل امام على عليه السلام ده حديث است كه در اين احاديث