37الرفض و الاعتزال». 1رابعاً آنچه موجب سلب اعتماد از تمام كارهاى تحقيقى دانشگاههاى عربستان مىشود آن است كه تصوير نسخه خطى كه در صفحه 27 جلد اول كتاب آمده است اينگونه است: «الشيعة والقدرية» ولى مصحح نسخه در ص 18 جلد اول كه عبارت نسخه را آورده است «واو» را حذف نموده تا نسبت قدرى را به شيعه بدهد و اينگونه در متون خود دست تحريف را وارد كرده و براى بدنام كردن شيعه حتى حاضر شده است به ابنتيميه كه امام آنان است تهمت بزند و نام كتاب او را خراب كند.
خامساً او چگونه «قدر» را به شيعه نسبت مىدهد در حالى كه خودش در همان كتاب مىگويد: «مسأله قدر مورد اختلاف مسلمانان است و معتزله منكر آن بوده و متأخران شيعه نيز منكر آن مىباشند، ولى جمهور امت مثل صحابه و تابعين و اهل بيت قائل به قدر بودهاند». 22- ابنتيميه مقايسهاى بين شيعه و يهود نموده و مىگويد: شيعه از چند جهت همانند يهود مىباشد:
الف: يهوديان مقدارى انحراف از قبله دارند شيعيان نيز چنيناند.
ب: يهوديان براى زنى كه طلاق بگيرد يا شوهرش بميرد عدّۀ قبول ندارند و شيعيان نيز اينگونهاند.
ج: يهوديان مىگويند خدا پنجاه نماز واجب كرده است شيعه نيز همين را مىگويد.
د: يهوديان مىگويند «السام عليكم»، شيعيان نيز چنين مىگويند.
ه : يهوديان با جبرئيل دشمنى دارند، شيعيان نيز چنين هستند. 3آنچه را كه ابنتيميه در اين عبارت به شيعه نسبت داده است كذب محض و افتراء عظيم است و احدى از شيعه به اينها معتقد نيست و در پاسخ ابنتيميه تنها بايد گفت