358بهترين نوع وحى بوده است كه به حضرت موسى شده است. 1 و خداوند كلام خود را در درخت ايجاد كرد و حضرت موسى عليه السلام آن را از همه طرف مىشنيد. 2سادساً چرا آقاى قفارى به آيه شريفه 30 سوره قصص مراجعه نكرده است كه مىفرمايد: فَلَمّٰا أَتٰاهٰا نُودِيَ مِنْ شٰاطِئِ الْوٰادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبٰارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يٰا مُوسىٰ إِنِّي أَنَا اللّٰهُ رَبُّ الْعٰالَمِينَ مرحوم طبرسى فرموده است: «حضرت موسى عليه السلام از درخت اين صدا را شنيد، زيرا خداوند كلام را در درخت ايجاد نمود و درخت محلّ كلام خداوند بود، زيرا كلام عرض است و عرض احتياج به محل دارد و حضرت موسى عليه السلام از راه معجزه مىدانست كه اين كلام خداوند است و اين بالاترين مرتبه پيامبران است كه سخن خداوند را بىواسطه بشنوند». 3ولى علامه طباطبايى فرموده است: «ترديد نيست كه اين كلام كلام خداوند بوده است ولى آيه دلالت مىكند كه درخت مبدء نداء و تكلم بوده است. و كلام خدا قائم به درخت مثل قيام كلام هر متكلم به آن متكلم نمىباشد. بله درخت متكلم نيست ولى درخت حجابى است كه خداوند به آن محتجب شده است، پس آنگونه كه سزاوار ساحت قدس الهى است از معناى احتجاب محتجب شده است». 4و امّا آنكه آقاى قفارى ادعا كرد: «شيعيان هر انحرافى را مىپذيرند زيرا مىگويند حب على عليه السلام حسنهاى است كه هيچ سيئهاى با آن ضرر ندارد».
پاسخ اين كلام آن است كه اين حديث را علماى اهلسنت نقل كردهاند و از كتابهاى آنان به كتابهاى شيعه آمده است. زيرا علامه مجلسى اين حديث را از كتاب «كشف الغمه» نقل كرده است. 5 و كتاب «كشف الغمه» آن را از «فردوس الاخبار» ديلمى روايت كرده است. 6 بنابراين منبع و مدرك اصلى اين حديث كتابهاى اهلسنت است.