3097- تشبيه نيز نوعى از بيان جرى و تطبيق است. و لذا اگر در روايتى كلمهاى از قرآن را بر موردى تطبيق نمود احتمال دارد از باب تشبيه باشد و اين نيز ربطى به تفسير ندارد.
مثلاً ذيل آيه شريفه أَوْحىٰ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ 1 روايتى آمده است كه «نحن النحل» علامه طباطبايى فرموده است اين از باب تشبيه است. 2 يعنى همانگونه كه خداوند متعال به زنبور عسل الهام مىكند و اسم اين الهام را وحى مىگذارند خداوند به ما نيز الهام مىبخشد و اين را وحى مىنامند.
8- غالب رواياتى كه آيات شريفه قرآن را بر ائمه عليهم السلام و دشمنان آنان تطبيق داده يا فرموده در مورد ما و اعداء ما نازل شده است از باب جرى و تطبيق است نه تفسير، همچنانكه بسيارى از روايات كتابهاى «تفسير صافى»، «البرهان»، «نور الثقلين» از باب جرى و تطبيق مىباشند.
ملامحمد طاهر بن عبدالحميد نباطى در مقدمه تفسير «مرآة الانوار» كه به عنوان مقدمه تفسير «البرهان» چاپ شده است مىگويد: «احاديث فراوانى داريم كه درباره بطون قرآن است و اگر ظاهر قرآن درباره توحيد است باطن آن ولايت است و ظاهر قرآن را چون عده زيادى از علما بيان كردهاند من به بيان باطن مىپردازم. و قرآن بايد هميشه جريان داشته باشد مثلاً در عصر رسالت منكر رسول خدا صلى الله عليه و آله كافر ناميده مىشد و مىتوان آياتى كه درباره كافر است در اين زمان به منكر امام زمان عليه السلام تأويل نمود». 3 وى مفصل در اين مقدمه اين نكته را به بحث گذاشته است كه آنچه در اين تفسير آورده است تأويل قرآن و بيان باطن قرآن است و هيچ تنافى با ظاهر قرآن ندارد.
مرحوم فيض كاشانى نيز در مقدمه «تفسير صافى» مىفرمايد: «اگر آيات رحمت درباره شخص خاصى نازل شد يا آيات عذاب در مورد كسى بود هرگز به او اختصاص نداشته و روايات نيز مصداقهاى اكمل يا اخفى آن را بيان مىكنند و اين تأويل مىباشد» 4