295است. نفس ظهور امام زمان عليه السلام و يا روز قيامت تأويل قرآن است و نيز آمدن حضرت يعقوب با همسر و فرزندان خود نزد حضرت يوسف عليه السلام تأويل آن خواب حضرت يوسف است.
مرحوم سيدحيدر آملى مىگويد: «تأويل قرآن عقلاً و نقلاً واجب است». 1متأسفانه پس از اين عبارت قسمتى از كتاب او حذف شده است و لذا دليل او بر اين مدعا معلوم نيست؛ امّا مىتوان ادعا كرد كه آيات فراوانى در قرآن كريم وجود دارد كه اگر اين آيات تأويل نشوند و بر واقعيتى فراتر از الفاظ و عبارتها حمل نشوند، تشبيه و تجسيم لازم آمده و نسبتهاى ناروا به خداى متعال داده خواهد شد. عبارتهايى از قبيل «وجهاللّٰه»، «يداللّٰه»، «روحاللّٰه»، «نفس»، «سمع»، «بصر»، «قول»، «كلام»، «مجىء»، «استوار»، «غضب»، «سخط»، «مكر»، «استهزاء»، «خدعه»، «نسيان» و ... در قرآن كريم و روايات بهكار رفته و معمولاً اين كلمات با لوازم مادى بهكار مىروند و نسبت دادن آنها به خداى متعال معنايى غير از معناى معهود ذهنى را مىطلبد.
ملاصدرا ديدگاههاى مختلف را در باب تأويل آيات متشابهى كه اثبات يد يا استواء بر عرش نموده است چنين گزارش نموده است: «روش اهل لغت و اهل حديث حنبليان آن است كه به ظاهر الفاظ تمسك مىكنند، هر چند برخلاف عقل باشد. ولى روشن اصحاب فكر آن است كه اين آيات را طورى تأويل نمايند كه با فكر آنان هماهنگ است؛ ولى در مباحث مربوط به معاد اين الفاظ را بر همان ظاهر خود ابقا مىنمايند؛ امّا روش صحيح آن است كه اين آيات نه بر تشبيه و نه بر تنزيه حمل نشود». 2وهابيان هرگز به سراغ تأويل نمىروند. عبدالعزيز بن باز مىگويد: «ما معتقديم كه خداوند صورتى داراى جلال و جمال داشته و نيز معتقد هستيم كه خداوند دو چشم حقيقى دارد و به اتفاق اهلسنت چشمان خداوند دو عدد است و نيز معتقد هستيم كه