274كسى بوده است. و درباره محمد بن سنان در كتابهاى رجال آمده است كه: «ضعيف جداً لايعول عليه و لايلتفت الى ما ينفرد به». 1 و عبدالرحيم بن روح قصير نيز در رجال نه توثيق شده است و نه تضعيف. 2 بنابراين سند اين حديث از سه جهت اشكال دارد. و قابل اعتماد نيست.
حديث سوم حديث سورة بن كليب كه مضمون آن شبيه مضمون حديث قبلى است سند اين حديث نيز همان اشكالات سند قبلى را دارد. زيرا محمد بن سنان در سند اين حديث نيز وجود دارد، و سورة بن كليب نيز مثل عبدالرحيم قصير است.
حديث چهارم كه حديث طولانى هشت صفحهاى است در پاورقى «بحارالانوار» آمده است كه: «هذا الحديث مرسل مروى عن كتاب مجهول منفرد به وفيه غرابة شديدة». 3 بنابراين حديث مورد اشاره از چهار جهت اشكال دارد و قابل اعتماد نيست.
از اينجا معلوم شد كه آقاى قفارى با آنكه مىدانسته است اين احاديث نزد شيعه قابل اعتماد نيستند در عين حال آنها را نقل كرده است، و او مىداند كه شيعيان در اعتقادات خود حتى بر خبر واحد صحيح السند نيز اعتماد نمىكنند تا چه رسد به اينگونه روايات ضعيف.
علامه مجلسى در پايان اين حديث طولانى مىفرمايد: «اقول هذا خبر غريب لم نره فى الاصول التى عندنا، ولانردّها و نردّ علمها اليهم عليهم السلام » 4 يعنى اين حديث مطالبى دارد كه موافق با ساير روايات نيست و در كتابهاى معتبر نيز آن را نيافتم و من آن را ردّ نمىكنم و علم آن را به ائمه عليهم السلام واگذار مىكنم مقصود اين است كه من نسبت به اين حديث متوقف هستم ولى آقاى قفارى گفته است «وقتى علامه مجلسى اين حديث را قبول كرده است ساير روايات را به طريق اولى قبول مىكند». 5 در حالى كه علامه مجلسى آن را قبول نكرده است.