212انجام مىدادهاند جايز است، در حالىكه مسلمانان اجماع دارند بر اينكه تنها بوسيدن حجر الاسود جايز است لاغير و دست كشيدن نيز تنها به ركن يمانى جايز است ولى بوسيدن آن مشروع نيست، پس دست كشيدن و يا بوسيدن غير حجرالاسود و ركن يمانى از ساير اطراف كعبه معظمه مشروع نيست، و همچنين دست كشيدن و بوسيدن حجره نبويه جايز نيست، اگر اينها شرك نباشد پس چه چيزى شرك است. بلكه اين اعمال چيزى است كه شرك مشركان در برابر آن چيزى نيست». 1ظاهراً اين سخنان احتياج به جواب علمى نداشته باشد و تنها به ذكر چند پاسخ نقضى اكتفا مىشود.
بايد وهابيان بوسيدن همسر را نيز شرك بدانند چون اين غير از حجر الاسود و ركن يمانى است. و بوسيدن دست آمريكا و دشمنان خدا بهنظر آنان جايز است و بوسيدن ضريح پيامبر شرك است. همچنان كه استغاثه به يهود و نصارى جايز است و موافق توحيد است و استغاثه به پيامبر شرك است. و آيا چه فرقى بين يك ركن كعبه و ركن ديگر است كه وهابيان بوسيدن يكى را توحيد و بوسيدن ديگرى را شرك مىدانند؟!.
به هرحال افتادن بر قبر به معنى سجده كردن بر آن نيست، مثلاً اگر كسى فرزندش از دنيا رفته باشد و اكنون خم شود بر جنازه او و صورت خود را بر آن بگذارد آيا اين سجده است؟ و يا كسى كه شخص مريضى را كه خوابيده است در بغل بگيرد و ببوسد آيا او را سجده كرده است؟!.
قبلاً گفتيم كه در سجده شرط است كه اعتقاد به ربوبيت و مالكيت مسجود له داشته باشد، و لذا اين افتادن بر قبر سجده بهشمار نمىرود. و آيا چون بوسيدن ضريح دليل شرعى ندارد پس شرك مىشود و در اين صورت بسيارى از امور زندگى را بايد شرك دانست حتى بوييدن گل را كه دليل شرعى بر آن نداريم بايد وهابيان بگويند شرك است.
و چگونه ايشان به پيروى از ابنتيميه مىگويد اجماع مسلمانان بر آن است كه تنها بوسيدن حجرالاسود جايز است لاغير و اين اجماع چگونه بهدست آمده است. در حالىكه خود وهابيان قبول دارند در كه در تمام جهان اسلام رفتن سر قبر و تقبيل آن و تبرك به قبر