210صورت او را عبادت نكرده است، اگر كسى دور كعبه معظمه راه برود و خود كعبه را ربّ خود بداند اين شرك است، و اگر دور آن مىچرخد اين عبادت كردن خدا مىباشد. و طواف دور ضريح ائمه عليهم السلام نيز اگر با اين قصد باشد كه آنان را ربّ بداند اين شرك است ولى اگر اعتقاد به ربوبيت آنان نداشته باشد شرك نمىشود. زيرا آنان را عبادت نكرده است. روشن است كه خادمى كه دور مولاى خود مىچرخد طواف كرده است ولى عبادت ننموده است، و از اينجا معلوم شد كه آقاى قفارى به موارد استعمال طواف در قرآن توجه نكرده و تنها سخنان ابنتيميه را خوانده است نه قرآن را. ضمناً آنچه را آقاى قفارى مىگويد: «طواف گرد ضريح امامان مرده» سخن ناروايى است زيرا قبلاً گذشت كه ائمه عليهم السلام حيات برزخى دارند حتى طبق عقايد وهابيان. پس طواف گرد قبر اگر مثل طواف گرد خانه كعبه همراه با اعتقاد به ربوبيت باشد شرك است، ولى اگر طواف به قبر مثل طواف هر خادم گرد مولاى خود باشد هيچ منافاتى با توحيد ندارد. و مقصود از رواياتى كه نهى از طواف به قبر كرده است قسم اوّل است، و رواياتى كه اجازه داده است قسم دوم را مىگويد. بنابراين معلوم شد كه دين شيعه همان دينى است كه قرآن و ائمه اهلبيت عليهم السلام بيان كردهاند و دين آقاى قفارى همان دين ابنتيميه ناصبى است كه حتى به قرآن كريم توجه ندارد.
نماز خواندن نزد ضريح
آقاى قفارى مىگويد:
«يكى از اعمال مشاهد و ضريحها آن است كه دو ركعت نماز نزد قبر ائمه بخوانند و آن قبرها را قبله قرار دهند و ثواب زيادى براى نماز در اين مشاهد ذكر كردهاند و يكى از اصول دين شيعيان آن است كه ضريح را بپرستند، پس شرك را مقدم بر توحيد مىدانند در حالىكه پيامبر لعنت كرده است كسانى را كه قبرها را مساجد قرار مىدهند». 1