164على العالم الاسلامى يزيد فى اختلافه و نزاعه و تفرّق كلمته». 1 و شبيه اين كلام را در جاى ديگر نيز بيان كرده است. 2پاسخ اين كلمات آن است كه همۀ اين سخنان مبتنى بر آن است كه پيامبران مرده و هيچگونه حياتى نداشته و قدرت بر انجام هيچ كارى حتى دعا كردن نيز نداشته باشند. در حالى كه قرآن مىفرمايد: وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْيٰاءٌ 3 گمان مبريد آنانى كه در راه خدا كشته شدند مردهاند بلكه زندهاند. و ما مىدانيم كه انبياء عليهم السلام افضل از شهداء هستند و بايد زنده باشند. علاوه بر آنكه زنده بودن شهدا به جهت آن است كه روح چون مجرد است وقتى ارتباط آن با بدن قطع شود بدن، ميت مىگردد ولى روح حيات دارد و نابود نمىشود، و انبياء بالاترين درجه حيات را دارند. و يكى از عقائد شافعيه آن است كه انبياء زنده هستند 4 و در روايات زيادى آمده است كه پيامبر زنده است و صداى مردم را مىشنود كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
الف:
«اكثروا من الصلاة علىّ ... فنبىّاللّٰه حىٌّ يرزق». 5
ب: در صحيح بخارى آمده است كه پيامبر اكرم در شب معراج با حضرت آدم، يوسف، عيسى، يحيى، ادريس، موسى، هارون، عليهم السلام ملاقات كرده و گفتگو نمود. 6 و اگر انبياء عليه السلام پس از وفات ميت بوده و همچون جماد هستند طبق نظر وهابيان، بنابراين چگونه پيامبر با آنان ملاقات كرده و گفتگو نمود.
ج: درباره اموات نقل شده كه پيامبر فرمود:
«ما انتم باسمع لما اقول منهم» 7 شما