147نظام جهان نظام اسباب و مسببات است هم در تكوين و هم در تشريع. در تكوين احياء اموات بهوسيله عيسى عليه السلام يا بينايى يعقوب عليه السلام بهوسيله پيراهن يوسف عليه السلام و قبض ارواح بهوسيله ملك الموت و ... صحيح است. و چون اين اسباب و وسائط مسخر خداوند بوده و به اذن خداوند كار مىكنند منافاتى با توحيد ندارد. 1 و با اخلاص نيز منافات ندارد زيرا معناى اخلاص للّٰهاين نيست كه توسل به اسباب و مسببات نداشته باشد بلكه معنى اخلاص آن است كه وثوق و اعتماد به اين اسباب نداشته و خدا را من ورائهم محيط بداند. 2 در تشريع نيز اسباب و مسببات صحيح است مثل توسل به پيامبر يا ائمه عليهم السلام . البته مقصود از اين توسل آن نيست كه پيامبر يا امام خود حاجت شخص را برآورده كنند بلكه مقصود آن است كه آنان واسطه شده و براى توسل كننده دعا كنند كه خداوند حاجت او را برآورده سازد. و اينگونه توسل در ميان صحابه - كه به نظر آقاى قفارى ملاك حق و باطل آنان مىباشند و خود اين يك بدعت بزرگى در دين است كه مردمى كه هرگز نه عصمت و نه عدالت آنان ثابت نشده و آن همه جنگ و اختلاف با يكديگر داشتهاند و تنها تفاوت آنان با ديگران در اين است كه پيامبر را ديدهاند گرچه برخى از آنان از تهمت زدن به خانواده پيامبر اباء نداشتند طبق داستان افك اين چنين مردمى ملاك حق و باطل قرار گيرند و عمل آنان حتى برحديث پيامبر مقدم دانسته شود - نيز فراوان وجود داشته است كه نمونههايى از آن ذكر خواهد شد.
زيارت
زيارت قبور مؤمنان و نيز زيارت مرقد مطهر ائمه عليهم السلام يكى از مهمترين اختلافات وهابيان با ساير مسلمانان است. به عقيده وهابيان زيارت قبور شرك بوده و با توحيد عبادى منافات دارد و آنان به اين دليل همۀ مسلمانان را متهم به كفر و شرك كرده و تنها خود را كه حتى از گفتن يك جمله «السلام عليك ايهاالنبى» پرهيز دارند موحّد مىنامند.
ما ابتدا عقيده شيعه را در مورد زيارت قبور و استدلال عقلى و نقلى آن را بيان كرده