122خواهد بود.
آيةاللّٰه خويى در مقام بيان ملاك شرك فرموده است: «اگر از عبادات خاصى نهى شد مثل روزه روز عيد يا نماز حائض و حج در غير ماه خاص يا سجود بر غير خداوند، در اين صورت كسى كه آن را انجام دهد مرتكب حرام شده و مستحق عقاب است امّا با اين اعمال او كافر يا مشرك نمىگردد، زيرا هر فعل حرامى موجب شرك يا كفر فاعل خود نمىگردد. بنابراين شرك عبارت است از خضوع در برابر غير خداوند با اين انگيزه كه خضوع كننده عبد است و آنكه در برابر او خضوع شده ربّ است. پس اگر كسى عمداً براى غير خداوند سجده كند ولى عقيده به ربوبيت او نداشته و خود را نيز عبد او نداند چنين كسى با اين عمل از مسلمان بودن خارج نمىشود، زيرا ملاك در اسلام اقرار و اعتراف به شهادتين است و چنين شخصى نيز شهادتين را دارد پس مسلمان است گرچه گناه كبيره انجام داده است». 1بنابراين بهنظر آيةاللّٰه خويى ملاك در شرك آن است كه كسى خود را عبد غير خداوند بداند و يا غير خداوند را ربّ بداند در اين صورت مشرك مىگردد. گرچه اين كلام ايشان قابل خدشه است زيرا طبق برخى از روايات، سجده براى غير خداوند حتى بدون اعتقاد به ربوبيت او باز موجب كفر و شرك است مثل روايتى كه مىگويد برصيصاى عابد، ابليس را سجده كرد و كافر گرديد 2 در حالى كه روشن است كه او اعتقادى به ربوبيت ابليس نداشت، گرچه انجام عمل و سودى را از او طلب كرده بود يعنى نجات خود را از او مىخواست امّا اين به معنى عقيده به ربوبيت نيست.
سجده براى غير خداوند
آيا عبادتبودن سجده يك امر ذاتى است بنابراين قابل تغيير نبوده و هميشه سجده بر غير خدا مساوى با شرك است يا آنكه عبادت بودن سجده ذاتى نبوده و تابع قصد سجده كننده و اعتقادى كه نسبت به مسجودله دارد و نيز تابع امر يا نهى خداوند مىباشد؟