115مدبّر امور است.
استاد مصباح يزدى فرموده است: «عمده عقايد شركآميز در طول تاريخ اينگونه بوده است كه خداوند جهان را آفريده ولى تدبير جهان را به بعضى از مخلوقاتش واگذار كرده است، حتى مشركان عرب كه قرآن در مورد آنها مىگويد: إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ 1 آنان معتقد بودند كه كارگردانان جهان متعددند، ملائكه كارگردانان جهان هستند و اينان دختران خدا هستند و كارگردان جهان مىباشند و بتها را به عنوان مجسمههاى آنان مىساختند و پرستش مىكردند بهخاطر اينكه به آن ملائكه تقرب پيدا كنند، ملائكه هم كارگردانان جهان هستند. از طرفى اين دختران پيش خدا عزيز هستند، خدا روى حرف اينها حرف نمىزند، وقتى چيزى از او بخواهند ديگر حرفشان را به زمين نمىاندازد و شفيع پيش خدا هستند. پس مشركان عرب معتقد به «اللّٰه» بودهاند ولى شركشان در ربوبيت و عبادت بود، همچنانكه مشركان زمان حضرت يوسف عليه السلام كه حضرت يوسف فرمود: أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ 2 شرك آنان در ربوبيت بوده است». 3بنابراين معلوم شد كه شرك در آن زمان تنها شرك در عبادت نبوده بلكه هم شرك در ربوبيت بوده است و هم در عبادت.
علل و عوامل گرايش به شرك در عبادت
براى گرايش به شرك در عبادت نبايد بهدنبال تنها يك عامل بود بلكه عوامل متعددى موجب پيدايش شرك است كه قرآن كريم به بسيارى از آنها اشاره كرده است.
مثل: پيروى از اوهام و خيالات و امور غير منطقى، 4 حسگرايى و غفلت از ماوراى