106پس الوهيت و معبود بودن مخصوص اوست. پس وقتى گفته مىشود «لا اله الا اللّٰه» بايد قبلاً ربوبيت او را پذيرفته باشيم. 1گويا ارسطو نيز به مسأله توحيد عبادى از جهت آنكه حق خداى متعال است اشاره كرده است آنگونه كه خواجه نصير از او نقل كرده است كه مىگويد: «حكيم اوّل عدالت را به سه قسم كرده است: يكى آنچه مردم را به آن قيام بايد نمود از حقّ حق، تعالى و ...» 2 سپس خواجه در توضيح آن فرموده است شرط عدالت آن است كه در مقابل نعمتهاى نامتناهى خداوند كه به ما مىرسد او حقى بر ما خواهد داشت كه اگر كسى به فكر شكرگزارى نباشد از عدالت خارج شده است و هرچه نعمت او بيشتر باشد اين ظلم فاحشتر خواهد بود. پس بايد هر ساعت و هر لحظه قيام به حقوق او بنمايد. سپس گويد:
«حكيم ارسطاطاليس در بيان عبادتى كه بندگان را بدان قيام بايد نمود چنين گفته است:
«مردمان را خلاف است در آنچه مخلوق را بدان قيام بايد كرد از جهت خالق تعالى، بعضى گفتهاند اداى صيام و صلوات و خدمت هياكل و مصليات و تقرّب به قربانها به تقديم بايد رسانيد. و قومى گفتهاند بر اقرار به ربوبيت او و اعتراف به احسان و تمجيد او