131اين مقدار نوشتۀ مورخين سنى است، در صورتىكه تاريخشيعهمىگويد: بامداد مرگ وقتى مردم فهميدند دختر پيغمبر شبانه دفن شده، يكديگر را سرزنش كردند كه چه مردمىهستيد! يكدختر از پيغمبر شما باقى ماند او هم مرد.
شما نه بر بالينش حاضر شديد، نه بر او نماز خوانديد، نه مىدانيد قبرش كجاست .گفتند اهميتى ندارد. مىفرستيم زنى بيايد قبرها را بشكافد واورا بيرون بياورد تابروى نماز بخوانيم!
واقعاً اين نمونه از مسلمانها هم نوبر است! آنها نظير مردمى هستند كهبراى انجام يك مستحب و تظاهر نمودن به يكشعار دينى حاضر مىشوند به ننگين ترين كار كه شكافتن قبر دختر پيغمبر است تن دهند، فقط براى اينكه جلوى مردم بگويند ما هم بر دختر پيغمبر نماز خوانديم - بله - آنوقت دين پيغمبر هم پامال بشود اهميتى ندارد.
گفتيم ياران پيغمبر براى درك ثواب نماز حاضر شدند قبر دختر پيغمبر را بشكافند، عمر هم با آنها هم عقيده بود ولى از طرفى على عليه السلام مطلع شده و به شتاب خود را به آنها رساند و سوگند خورد كه اگر نيش كلنگى به يكى از اين گورها بخورد، زمين را از خونتان سيراب مىكنم.
با اين حال معلوم است، روزهاى نخست مخصوصاً