118مقام رسيده باشى مخالفت ما چه عيبى دارد 1 اما آن چيزى را كه ميل دارى به ما بدهى، اگر حق تو است، ما نمىخواهيم، اگر مال مردم است، حق ندارى بىاجازۀ مردم تصرف كنى.
اگر مال ماست حاضر نيستيم نصف حقمان را بگيريم و نصفش را ببخشيم. 2گفتى پيغمبر همانطور كه مال شماست مال ما هم هست.
نه؛ پيغمبر درختى بود كه ما شاخۀ آن درختيم و شما همسايهاش.
زمامداران از اين ملاقات هم نتوانستند نتيجۀ مطلوبى بگيرند و عباس حاضر نشد با ابوبكر و يارانش همكارى كند. از طرفى دختر پيغمبر هم؛ چنانكه نوشتيم روى خوش به آنها نشان نداد. اگر نقشهاى را كه اين دو كشيده بودند درست اجرا شده بود و مىتوانستند دختر پيغمبر را راضى كنند، موقعيتشان خيلى تفاوت مىكرد ولى فاطمه عليها السلام تنها ابوبكر و عمر را در آن مجلس مأيوس نكرد، بلكه تا پايان زندگانى اين بىاعتنايى را دربارۀ آنها ادامه داد و نتوانستند رضايت دختر پيغمبر را جلب كنند. بسيارى