111مىگويند زنان مهاجر و انصار آنچه از دختر پيغمبر شنيده بودند به شوهران خود گفتند و آنها براى عذرخواهى به نزد وى رفته گفتند: اگر شوهرت پيش از آنكه كار ابوبكر در سقيفه محكم شود با ما وارد مذاكره مىشد، به جز او با كسى بيعت نمىكرديم ولى فاطمه عليها السلام چون مىدانست دروغ مىگويند، گفت پس از اين خطاى بزرگ، ديگر عذر شما پذيرفته نيست. 1از جمله كسانى كه هنگام بيمارى فاطمه براى دلجويى وعذرخواهى نزد او رفتند، عمر و ابوبكر بودند. اين دو نفر پس از گرفتن اجازه وارد شدند، ابتدا ابوبكر گفت:
تو در بارۀ من چگونه مىانديشى؟ آيا من با اينكه تو را مىشناسم و قدر تو را مىدانم، حقّت را از تو مىگيرم؟ و ارثى كه از پيغمبر مىبرى به تو نمىدهم؟ من از پدرت شنيدم مىگفت: ما پيمبران ارث نمىگذاريم هرچه گذاشتيم صدقه است.
فاطمه عليها السلام گفت:
اگر سخنى از پدرم بگويم كه خودتان آن را مىدانيد به